یادداشت های یه دخترِ اسفندی

سلامی به آذر

دوشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۴، ۰۳:۵۲ ب.ظ

آبان با همه عادی بودنش و شروع هیجان انگیزش به آخر رسید تا آذری از راه برسه که از اول هیچ ایده ای و حسی خاص ازش تو ذهنم نبوده جز تولد داداشم . آذر ... یه اسم با هزار تا جادو که با شنیدن اسمش حالم عوض میشه و همیشه حس کردم روزی قراره تو آذر برای من خاص بشه . هر چند که تا الان اینجور نبوده . آذری که به تلافی همه بدو بدو هایی که تا الان نداشتم ، اومده تا نفسم رو بگیره و روز آخرش ، شب یلدا ، رو پر از بدو بدو و دویدن و هندل کردن خودم و دیگران کنه و حسابی به اندازه تموم عمرم من رو به چالش بکشه ..

آخرین ماهِ پاییزیِ بیست و یک سالگی که فقط یکبار قراره تجربه بشه !!!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۰۲
لادن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">