یادداشت های یه دخترِ اسفندی

سیریش وار

يكشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۱۴ ب.ظ

خسته ام از رد کردن آدم هایی که سیریش وار به دیوار زندگی ام چسبیده اند و به هیچ زبانی حالیشان نمیشود که من تنها هستم و این تنها بودن ها را بسی دوست دارم و نمیخواهم تا مدت ها کسی از دنیایی دیگر وارد دنیای ساکت اما پر امیدم شود. من نمیخواهم تا مدت ها رنگ عشق را ببینم و ترجیح میدهم همین گونه که تا به الان زیسته ام ، ادامه دهم. 

عشق باید از سوی من هم پذیرفته شود. من هم باید تمایلی به حضور تو پسرک دهه هفتادی داشته باشم یا نه ؟؟ من هم حق دارم که نخواهم با یک دهه هفتادی تُخس سر و کله بزنم. من حق دارم که نخواهم حتی صدایت را بشنوم. تو چه حقی داری که جلوی من را در دانشکده بگیری و باز حرف های بیخود و چرتی که فقط مختص تو و همه دهه هفتادی هایی که شبیه به تو هستند را بزنی ؟؟؟ 

من حتی اگر یک درصد هم میخواستم به پیشنهادهای طولانی مدتت جوابی بدهم ، با همان یک جمله کاری کردی که زبانم تند شود و تنها بگویم " ببینین وقتی شما درکتون در این حده که من هم مثل بقیه دخترها هستم و تا میبینم کسی بهم علاقه داره خودمو میگیرم ، پس بهتره که برید درکتون و خودتون رو جایی چال کنین " 

همین برای تو و همه کسانی که مثل تو هستند کافی است تا بدانید که لادن غرورش و شخصیتش بیش از آنچه که فکرش را بکنید ، برایش مهم است. همین کافی بود تا تو بروی و یاد بگیری اول برای خودت و بعد برای بقیه محترم باشی. همه دیگر میدانند که لادن نمیتواند حتی دخترهای هم سن خودش را هم تحمل کند چه برسد به پسرهای پر مدعای اینروزها که کم میشود که مرد باشند. که کم میشود استوار باشند و احساسشان غالب بر رفتارشان نباشد. من چنین مردهایی را نپسندیده ام و نمیپسندم.

هر وقت مردی بودی که در عین اقتدارش ، احساسی پیدا و نرم داشته باشد ، آنوقت بیا و به قول خودت آویزون من بشو !

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۱۲
لادن

نظرات  (۴)

مطالب زیبائی کار کرده اید
پاسخ:
:)
زدی بچه مردم رو با خاک جلو دانشگاه یکی کردی که؟:))
پاسخ:
یک سالِ تمام محترمانه جوابشو دادم ولی این سری گفتم جوری جوابشو بدم که بره پی کارش دیگه پیداش نشه :||
اعصاب نذاشت برام :/
مدیونی فک کنی یادم رف دست نوشته ام رو بذارم توی بسته..
مدیونی فک کنی کاغذی که توش آدرست رو نوشته بودم خونه مونده بود و رفتم یه دور کافی نت تا آدرس رو بردارم!

مدیونی فک کنی برای قانع کردن اداره پست برای قبول مرسوله بدون کدپستی و تلفن مجبور شدم بگم منطقه نوساز هست و فقط برق و آب داره .. خو کد پستی که نداشتی.. تلفنم نداشتم ازت برا همین مجبور شدم بگم تلفن هم ندارین حتی! الان پست کاشون فکر می کنه وسط برهوت زندگی می کنی خخخخ P: ((:

فقط خدا کنه سالم برسه و دخلش نیاد بین راه.. شکستنی توشه.. هر چند شکستنی رو یارو مغازه داره نتونست درست از قال دربیاره و کارم رو به گند زد کصافد.. می خواستم اون وسط مغازه اش بگیرم خفه اش کنم به همین برکت! بازم دم اداره پست گرم سفت و سخت پیچیدش بلکه احتمال شکستنش بیاد پایین تو راه. 
پاسخ:
لطف بی پایانی داری مضراب عزیز :*
اولین ها برای من تا همیشه موندگار میمونن و خوشحالم که تو اولین شدی :)))
حالا پستیه یه وقت فکر نکنه ما چادر نشین باشیم خخخخ :)))
ممنونم بابت هدیه ات :))))) بی نهایت ؛)
هدیه دادن رو دوس می دارم هر چند ظهر تا حالا خلقم تنگه که طرف گند زد تو کارم:|
مدت ها بود به کسی هدیه نداده بودم و مسابقه رو راه انداختم برای همین. مدیونی فک کنی همون لحظه اول کامنتت رو که دیدم کلی خندیدم! مسابقه ای که اولین شرکت کننده اش برنده باشه نشونه اطلاعات علمی و دقت بالای برنده هست:))

خیلی از شهرها گیر نمی ده پست به جزئیات آدرس و حتی بسته ها وقتی می رسه نمی برن در خونه ها ولی کاشون اینجوری نی.. پستچی نامه های معمولی رو هم صبر می کنه تا بری دم در خونه ازش تحویل بگیری رو این حساب هست که وسواس دارن برای کامل بودن آدرس گیرنده!!!
 
حس شیرینیه این اولین بودن.. لطفت مستدام جیگر:)
پاسخ:
هر چه از دوست رسد نیکوست ؛)))
الان یعنی من با دقت و با اطلاعاتم خخخخ :)
اینجا انقد که برامون بسته پستی آوردن دیگه اداره پست کاملا با خانواده ما آشناس و تا آدرس ما رو ببینن بی هیچ معطلی میرسونن دستمون :)
:*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">