یادداشت های یه دخترِ اسفندی

تابستون 94 داره میخنده

سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۰۱ ب.ظ

این تابستون برام فرق داشت. امسال تابستون ثبات توی روزهام بیشتر بود و مشغله درسی ای نبود و سه ماه رو استراحت داشتم و همه این تابستون رو خواستم فقط به روزهایی که پیش روم هستن و نسبت بهشون امیدوارم ، فکر کنم. نه روند دل بریدن در کار بود ، نه پیاده روی های عصرگاهی ، نه یه دختری که اخلاقش رو به تندی بود. تابستون امسال رو خیلی دوست داشتم با وجود اینکه همه چیز عادی بود و هیجان خاصی رو حس نمیکردم.

من آدمی بودم که تکرار برام یه روند کُشنده بوده و همیشه تلاشم برای تغییر بوده اما یجور خاصی شدم که دیگه واسم هیچی لذتبخش تر از سکون این روزهام نیست. هنوز هم مرددم و نمیدونم از کجا باید شروع کنم اما اون قسمت از ذهنم که همیشه موج منفی می داد چند وقتی هست که عادت کرده به اینکه امیدواری و موج مثبت بده بهم و علتی بشه برای امیدوار بودنم ؛)

من الان که شیش ماه از سال گذشته ، تغییر رو حس میکنم و کمی وجودم رو لمس میکنم که مدت ها زیر خاکسترهای یه احساس غلط دفن شده بود و حالا مثل ققنوس شده که از زیر خاکستر بیرون میاد و بال هاش رو باز میکنه و به سمت آسمون بی نهایت میره... 

خیلی از دغدغه های قبلیم کمرنگ شدن و یه هدف خاص پر رنگ شده. اونقدری که مصمم تر از قبلم هستم !!! امیدوارم بیشتر از قبل ، بیشتر از همیشه و من یک سال نیاز دارم که بفهمم تونستم دلم رو شاد کنم یا نه :))))

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۲۴
لادن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">