یادداشت های یه دخترِ اسفندی

چند متر مکعب عشق

جمعه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۵۲ ب.ظ

اشتباه نکنین!!! عنوان هیچ ربطی به یادداشت امروز نداره. نه که اصلا نداشته باشه ولی خب خیلی هم مرتبط نیست باهاش، جز همون چند متر مکعب ؛)

اگه بخوام دقیقش رو بگم، فکر کنم از 14،15 اردیبهشت تا به الان یعنی 22 خرداد  یه چیزی نزدیک به یک ماه و نیم، میشه که من نقل مکان کردم از یه جایی به یه جایی.. این جابجایی از سر اجبار بود اوایل و اصلا جای جدیدم رو دوست نداشتم و فقط منتظر بودم‌ که 23 خرداد برسه و برگردم به جای قبلیم. جایی که همون 4 تا دیوار سفیدش، 3 سال از زندگیم رو دیدن. دیوارهایی که یه گوشه اش جای همیشگی و ثابت من بود برای وقتایی که میخواستم تکیه کنم بهش و واقعا حس کنم تکیه گاهی هرچند خیالی رو دارم.. از اونجایی که معمولا ما آدما تا بخوایم به جای جدید و آدمای جدید عادت کنیم زمان میبره و بیشتر وقتا به جایگاه و مکان قبلیمون فکر میکنیم و گاهی دلتنگش میشیم، منم از این قضیه مستثنا نبودم و فعلا نیستم. خب روزای اول هنوز عادت نکرده بودم به اون اتاق کوچیک و فسقلی و نمیتونستم زیاد مانور بدم توش :))) البته که همون روزای اول فقط واسه دست گرمی روزی یکی دو ساعت رو اونجا میگذروندم.

یه فضای تقریبا 7،6 متری که کم ارتفاع ترین نقطه خونمون تا زمین به حساب میاد اما برای رسیدن بهش باز باید 8 تا پله رو پشت سر میذاشتم تا واردش بشم. اونجا به نسبت رفت و آمد کمتری داشت، صداهای کمتری شنیده میشد و از همه مهم تر اینکه دسترسی به wifi  بخاطر اون همه در و دیوار یه کم سخت تر بود و این از نظر من مهم ترین مزیت اون اتاق خالی و بلا استفاده به حساب میومد تا بتونه به زور هم که شده من رو چند مدتی از دنیای مجازی دور کنه. روز به روز ساعت های بیشتری رو اونجا سپری کردم، چند باری هم بین درس خوندنام نیم چرتی زدم تا اینکه الان که خوب نیگا میکنم متوجه میشم که تقریبا از هر وسیله ای که ممکن یه دختر داشته باشه اینجا یه دونه اش موجوده خخخخخ

تو همین اتاق من خیلی کارا رو انجام دادم، بعضیا رو تو ذهنم، بعضیا رو تو دفترام، بعضیا رو با گوشیم، بعضیا رو با در اتاق حتی!!! یه وقت بی ادب نشین فکرای بد بد بیاد تو ذهنای منحرفتوناااااا... نخیــــــر با در اتاق، وقتای بیکاری و حوصله سر رفته، نرمش و گاها بازی میکردم. خیلی هم هیجان داشت :))) خخخخخ مثلا با پای چپم در رو از سمت دیوار با سرعت زیادی هدایت میکردم به سمت چارچوب و بعد همین که نزدیک چارچوب میشد ودیگه چیزی نمونده بود تا بهم برسن، با اونیکی پام میگرفتمش و دوباره هدایتش میکردم سمت دیوار. میتونم به جرأت بگم هیجانش واسه من خیلی بیشتر از مار و پله بود :)))

تو همین یک ماه و اندی که تو این اتاق سپری کردم چند باری با خودم فکر کردم. به اینکه واقعا من از دنیام چی میخوام!!! سقف آرزوهام کجاس؟ چیکار کردم تو زندگیم که بتونم به خودم امیدوار باشم و بگم میتونم به خواسته ام برسم؟ یکی دو باری به آقای م.ق فکر کردم. به اینکه هنوز درموردش مرددم و نتونستم درست باهاش صحبت کنم که بفهمم چقدر به من نزدیک. به سفرهایی که نرفتم و آرزو دارم برم فکر کردم. به اینکه شاید روزی جرأت اینو پیدا کردم که به آدمای زندگیم بفهمونم من میخوام به علاقه درونیم برسم، بفهمونم بذارید آدما خودشون بگن چی راضیشون میکنه و خودشون تصمیم بگیرن تو چه زمینه ای درس بخونن. به این فکر کردم که من اگه روزی دری به تخته خورد و اتفاقی افتاد و مادر شدم قول میدم که اول از همه بذارم بچه ام تا بچه اس بچگی کنه و بعد کمکش کنم تو راهی قدم برداره که خودش بهش علاقه داره نه اون راهی که من علاقه دارم.

همین چند متر مکعب این چند هفته منو دلبسته خودش کرد. دلبستگی ای که با اینکه فردا 23 خرداد و من دیگه میتونم با خیال راحت تو اتاق خودم درس بخونم و نگران سر و صداهای ندا نباشم، اما میخوام همینجا تو این اتاق 6 متری بمونم و عصرا در راهرویی که بابه پارکینگ ختم میشه رو باز کنم و هوای نه چندان دلچسب خردادی شهر گرمم رو وارد ریه هام کنم و نتیجه های خوبی که از این اتاق تا الان گرفتم رو کشدار کنم و تا سال دیگه اینموقع انقدی دلبستش بشم که کل روزم رو اینجا بگذرونم و به چیزی که میخوام برسم. میخوام تو همین اتاق که یه بار سوسک توش دیده شد و باعث جیغ بنفش مخملی من شد، آینده ای رو بسازم :)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۲۲
لادن

نظرات  (۱)

چه مقیاس هآی کوچکی :)
تنهایی گاهیم خیلی خوش می‌گذره، گمونم همه هم‌چین خاطرات و تعلقات خاطری مختص خودشون دارن.
خوش‌حال یاشی! و موفق.
پاسخ:
آره خب تنهایی لذت خاص خودش داره که خیلی چیا رو بهت نشون میده


ممنون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">