یادداشت های یه دخترِ اسفندی

صبحی دیگر

پنجشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۳ ق.ظ

دیشب وقتی که رفتم بخوابم میدونستم فردا صبح با حال ناخوشی روبرو میشم به همین دلیل گفتم تا هنوز سرماخوردگی و آلرژی هر دو غالب نشدن بهم یه کم کتاب بخونم و بعد بخوابم . دست کردم از قفسه کتاب کنار تختم کتاب بیلی از آنا گاوالدا رو برداشتم ولی وقتی شروعش کردم اصلا نمی فهمیدم چی دارم میخونم و دلیلش حرفی بود که یکی از هم کلاسی های سابق بهم گفته بود و من چقدر پر از خشم بودم و نفرت و دلم میخواست توضیح بدم که سوتفاهم بوده و اشتباه بهش گفتن . اما از اونجایی که دارم تمرین میکنم خودم رو توضیح ندم و تلاش نکنم که بگم دارین اشتباه میکنین تنها پرسیدم چه کسی اون صحبت رو از جانب من گفته و منتظر موندم عصبانیتم کم بشه و مثل قبل ترها هیجانی حرف نزنم .

تا وقت خوابم جوابی نداشتم و بعد گوشیم رو خاموش کردم و خوابیدم . تا صبح اما نه خوب خوابیدم و نه خواب های خوب دیدم و گلوم میسوخت و تنم میلرزید . صبح که بیدار شدم آب نمک غرغره کردم و آب گرم و لیمو عسل خوروندم به خودم و ذهنم هنوز پیش حرف دیشب بود که شخصیتم پایین آورده شده بود و توهین دیده بودم لابلای حرفای به ظاهر محترمانه . جوابش رو خوندم و صبحم با آتیش عصبانیتم داشت به فنا میرفت و باز خودم رو گفتم بیخیال بابا این آدم کیه که بخوای بخاطر دو کلمه حرفش روزتو بهم بریزی . جواب ندادم و در عوض با دوستیم که فکر میکردم این موضوع رو گفته باشه شروع کردم به حرف زدن و گفتش اونم طاقتش طاق شده بوده از این مزاحمت ها و اسم منم اون وسط آورده و طرف هم اومده خودش رو پیش من تطهیر کنه و بگه از من مایه نذار !!! همه عصبانیتم از این بود که این بشر چه چیزی در خودش دیده که گمون کرده من بخوام توی صحبت هام ازش مایه بذارم و من یه آدم صد پله پایین تر از خودم رو بخوام نردبون خودم کنم !!! الله الله الله ... تو همه سال های عمرم این اولین باری بود که پشت سرم توهماتی گفته بودن و به گوشم رسیده بود و منفجر شده بودم . ولی خوبی ماجرا این بود که بازم تونستم حواسم رو جمعِ کنترلم کنم و نذارم هیجانی بشم و همه چیز رو خراب کنم :))

و حالا بعد اون اعصاب خوردی اول صبح شیر گرم کردم و لیست کارهام رو نوشتم و فکر میکنم فقط بتونم لباس ها رو بریزم توی ماشین و ناهار امروز ظهر رو آماده کنم و خبری از تمیزکاری آشپزخونه و سرویس بهداشتی و اتاق ها نباشه ! 

+ پ.ن : کتاب های خوب و گیرایی که تا حالا خوندین رو جهت معرفی کامنت کنین لطفا . میخوام نمایشگاه کتاب شهرم رو باز بزنم بیارم خونه به کمکتون :دی

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۰
لادن

نظرات  (۳)

یه چندتایی کتاب این مدت خیلی برام جذاب بود توی وبم هم نوشتم، سووشون،  صداهایی از چرنوبیل، شبهای روشن یا شب های سپید، آخرین انار دنیا و... جز از کل هم تا نیمه خوندم خوب بوده. اگه فرصت داشتم بیشتر ادبیات کلاسیک میخوندم از ارنست همینگوی، داستایوفسکی، تولستوی و...
میدونی انتخاب کتاب خیلی سلیقه ایه، من این سالها از نویسنده های ایرانی عباس معروفی و محمود دولت آبادی رو خیلی پسندیدم.
پیشنهاد میکنم به سایت های معرفی کتاب سر بزنی و خلاصه ای از هر کدوم بخونی و با خیال راحت بری خرید 
پاسخ:
تشکرات فراوان :)

سلیقه من اما خیلی کم به سمت رمان رفته و برای همین خیلی آماتورم و میخوام کتاب هایی رو پیشنهاد بدین که برای شروع مناسب باشه 
داستان یک شهر احمد محمود 
طاعون_آلبر کامو
انجمن شاعران مرده (نویسنده اشو یادم رفته ولی همونی که فیلمشم ساختن و رابین ویلیامز بازی کرده) 
هم نام _ جومپا لاهیری 
خانواده تیبو _ رژه مارتن دوگار 
کافکا در کرانه _ هاروکی موراکامی 
مردی به نام اوه _ فردریک بکمن 
شب های روشن _ فئودور داستایوفسکی 
چهار میثاق_ دون میگوئل 
دنیای سوفی 
راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها(جلد اول) و رستوران آخر جهان ( جلد دوم) _ داگلاس آدامز 
بار هستی , هویت , جهالت _ هر سه از میلان کوندرا 
بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم _ دیوید سداریس 
اتاق _ اما دون اهو


اینا کتاب های جذابیه که از نظر من البته که در طول دوران کتاب خوانیم خوندم و البته الان یادم بودن ! حالا دیگ نمی دونم کدوم ها رو خودت تا به حال خوندی و یا نخوندی :)

پاسخ:
کتاب هایی که من خوندم شعر بودن اغلب و رمان ها انگشت شماره :/

چند تایی که گفتی رو ولی خودمم دوست داشتم بخونمشون و خب الان که تو هم گفتی رفتن تو لیست نهایی :دی

سپاس ^_____^
داستان یک شهر احمد محمود 
طاعون_آلبر کامو
انجمن شاعران مرده (نویسنده اشو یادم رفته ولی همونی که فیلمشم ساختن و رابین ویلیامز بازی کرده) 
هم نام _ جومپا لاهیری 
خانواده تیبو _ رژه مارتن دوگار 
کافکا در کرانه _ هاروکی موراکامی 
مردی به نام اوه _ فردریک بکمن 
شب های روشن _ فئودور داستایوفسکی 
چهار میثاق_ دون میگوئل 
دنیای سوفی 
راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها(جلد اول) و رستوران آخر جهان ( جلد دوم) _ داگلاس آدامز 
بار هستی , هویت , جهالت _ هر سه از میلان کوندرا 
بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم _ دیوید سداریس 
اتاق _ اما دون اهو


اینا کتاب های جذابیه که از نظر من البته که در طول دوران کتاب خوانیم خوندم و البته الان یادم بودن ! حالا دیگ نمی دونم کدوم ها رو خودت تا به حال خوندی و یا نخوندی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">