یادداشت های یه دخترِ اسفندی

اینجا چراغی روشنه

چهارشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۴ ب.ظ

 یه شهریور خاطره موند از تابستون و مهره حالا :)

از روزهای روزگارم همین بس که تنهاترین روزهای عمرم به حساب میان . بابام رو فقط کنارم دارم اونم به وقت ناهار و شام و خواب . 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۵
لادن

نظرات  (۱)

من که غیبم زد زودتر برگشتم :دی تو کجا رفتی غیب شدی :دی
پاسخ:
:)))
چند روزه که میتونم سرمو با خیال راحت بخارونم :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">