یادداشت های یه دخترِ اسفندی

وسواس فکری / رفتاری

جمعه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۷ ب.ظ

یادمه یه بار توکا یه پستی گذاشته بود با همین عنوان و منم دوست داشتم از وسواس های فکری و رفتاریم بگم که گاها دوستشون دارم . شاید به دلیل عادت کردن بهشون باشه یا شاید هم چیز دیگه ای ! 

از وقتی که صاحب دفتر و مداد و کیف و جامدادی و ... شدم همیشششششه تأکید خاصی داشتم به اینکه کتاب ها و دفترهام به ترتیب قد و ارتفاعشون پشت سر هم گذاشته شده باشن و این وسواس تو چیدن مدادها و مدادرنگی هام و خلاصه هر شی مرتبط با من میشد و همچنان هم همین طوری ام :دی و همین وسواس رو به شدت کمتری به ندا هم انتقال دادم :دی

همچین وسواسی رو حتی تو گذاشتن اسکناس توی کیف پولم هم دارم و همیششششششه به ترتیب ارزششون میچینمشون و تا جای ممکن خط تاشون رو صاف میکنم . 

کمی که دقت کنم متوجه این میشم که حتی لباس هام رو هم ناخودآگاه طبق همچین اصلی میچینم توی کمدم و هر یک ماه میکشمشون بیرون و باز مرتب میکنم هر کدوم رو . 

خنده دار ترین قسمت شاید اینجا باشه که وقتای لقمه گرفتن و صبحونه خوردن هم تلاش میکنم تیکه های نون صاف و صوف باشن و حالتی مستطیلی رو ببینم و بعد هر خوراکی ای که قراره روش کشیده بشه از جمله کره ،پنیر، عسل و غیره بااااید به طور مساوی و به یه اندازه توی یه خط مالیده بشه روی نون تا حس کنم همه جای لقمه ام به یه اندازه از همه چیز دارم :))))

رفتاری که وقتای فرجه و امتحان های ترم از اولین قدم هام بود و هنوز هم همین جوری عمل میکنم ؛ اینه که یه برگه سفید میذاشتم جلو روم و از روز شروع فرجه تا آخرین امتحانم تاریخش رو یادداشت میکردم و اینکه تو هر روز چه درسی رو باید خوند و روزهای امتحانم رو با یه ماژک رنگیش میکردم و یه ستاره هم میذاشتم کنارش . کاغذ دیگه ای رو هم برمیداشتم و باز تاریخ و ساعت امتحانا و اسم استادها رو مینوشتم و باز هر قسمت رو با یه رنگ متفاوت مشخص میکردم . کتاب هاو جزوه هام رو هر شب بعد از خوندن مرتب میکردم . خلاصه اینکه توجه زیادی به مرتب بودن تو هر چیز مربوط به خودم رو دارم :دی و اگه چیزی دسته بندی نشده باشه برام نمیتونم تحملش کنم و درک درستی ازش داشته باشم .

این هایی که گفتم از وسواس رفتاری های ثابتم بود و هر از چند گاهی یه رفتار خاصی جز وسواس هام میشه و بعد کمتر میشه تا اینکه حذف میشه برای همیشه . گاهی مامانم رو بی تاثیر نمیدونم تو این مورد ؛ چون همیشه بهم تاکید میکرد مرتب باشم و خودمم رگه هایی از این خصوصیت رو داشتم و با گفته های مامانم پر رنگ تر شدن و حالا شدن عادت همیشه ام :)

از وسواس های موقتیم هم این بود که یکسال عادت کرده بودم به تمیز کردن هر باره یکی از کفش هام که قبل از پوشیدنش بخاطر چرم بودنش حتما حتما حتما باید واکس میخورد و برق مینداختمش و بعد از تمیز شدنش حال میکردم :دی در حالی که اگه واکس نمیزدم هم نامرتب و شلخته و کثیف نبود واقعا و بد به نظر نمیومد .

خلاصه اینکه این بود وسواس های رفتاری من :))))

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۱۲
لادن

نظرات  (۱)

اتفاقا دیشب داشتم آرشیومو از اون وبلاگ فیلتر شده به وبلاگ حال حاضرم انتقال میدادم, به این پستی که بهش اشاره کرده بودی هم برخوردم :دی 
پاسخ:
:دی 
عه برم یه بار دیگه بخونمش پس 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">