یادداشت های یه دخترِ اسفندی

از تابستونی که رفت

چهارشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۷ ب.ظ

دقیقا تا شیش ساعت دیگه تابستونی نداریم و من چقده خوشحالم از رسیدن ماه های سرد سال :)) و این پاییز اولین مهری هست که تو جو درس و مسائلش نیستم و راستش رو بخوام بگم اصلا خوشحال نیستم از این بابت ! 

نه اینکه همیشه عاشق درس و مدرسه بوده باشم اما اون اتمسفر و چالش های کوچیکش رو دوست داشتم همیشه و منتظر مهر بودم همه تابستون های قبل از این رو .

اینا رو که گفتم یادم به پسرعموی بابام افتاد که هنوز هم میگه از شنبه ها متنفر هست و هیچ وقت شنبه ها رو دوست نداشته چون میخواسته بره مدرسه :دی

شما چطور ؟؟؟ حستون به مهر و مدرسه چی بوده و هست ؟ اگه ممکنه بنویسین برام :)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۳۱
لادن

نظرات  (۳)

من فقط قسمت لوازم‌التحریر خریدن و لباس و کفش و کیف خریدن رو دووووووست داشتم:دی و بی‌اندازه هم واسه روز اول هممممیشه ذوق زده بودم:)) ولی از روز دوم به بعد کابوس بود دیگه بقیه‌اش://
پاسخ:
 قسمت خریدش رو همه دوست دارن :)))))

آره کیه که خرید دوست نداشته باشه:دی

ولی الان تقریبا دیگه هیچ حسی به جز حس بد از اومدنش ندارم!! پاییز یه افسردگی خود به خودی همیشه بهم تزریق می‌کنه با زود تاریکتر شدن و دل‌گیر و سوت و کور شدن بعدازظهرهاش :// 

تقریبا دوستش ندارم:دی
پاسخ:
تو فصل های سرد سال این حس برای بیشتر آدم ها پیش میاد و تا حدودی عادی هستش منتها من با یه سری سرگرمی های کوچیک خودم رو میندازم وسط آدم ها و خیابونا تا همچین چیزهایی کمتر سراغم بیاد :)


شایدم بخاطر گرمای جنوبه که من پاییز و زمستون رو بیشتر دوست دارم :دی
حسم به مدرسه؟نفرت.
پاسخ:
حالا چرا نفرت ؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">