یادداشت های یه دخترِ اسفندی

از نیمه گذشته

شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۴۷ ق.ظ

 بله حتی وقتی تازه از یه عروسی برگشتم و کلی چیز هست که تو ذهنم پراکنده وار میچرخه ؛ میام مجازستان و این صفحه رو باز میکنم تا همه محتویات ذهنم رو اینجا جا بذارم و کمی راجع بهش حرف بزنم .

اول از همه اینکه شیوه جدید عروسی و مخارجش رو هم دیدم .. اینکه کل هزینه عروسی ، این کل که میگم به معنی واقعی کلمه است واقعا ، رو عروس هزینه کرده بود .. یعنی انقدر لفظ شوهر مهم و واجب هست که دختری برای داشتنش دست به خیلی کارها میزنه و غرور و عزت و شان خودش رو بیخیال میشه تا صرفا مردی رو کنارش داشته باشه !!!!! واقعا نمیفهمم ..... 

دوم اینکه از پاییز سال قبل اتفاقات جوری پیش رفتن که دخترهای خانواده پدری یکی بعد از دیگری مردی رو رسما وارد زندگی هاشون کردن و برای این قضیه هم کلی خوشحال هستن :) اما قسمت جالب ماجرا اینجاس که هر کدوم سعی کرد با فاصله زمانی خیلی کمی از اونیکی مراسمش رو برگزار کنه . به این شکل که تو یه آخر هفته ؛ یعنی یه پنجشنبه و جمعه ؛ ما هم بله برون یکی از دخترعموها رفتیم و هم عقد یکی دیگه .. و خب مسلمه که تو اون روزها و اون جو موجود بین افراد فامیل ، یه عده که حس کردن بازی رو دارن میبازن و عقب موندن ؛ خودشون رو وارد گود کردن و افتادن تو لوپ شوهر یافتن .. و خب تنها دختر مجرد در سن ازدواج هم با افتخار بنده و یکی از دخترعموهای ناکامم هست :دی این دخترعموی مذکور هم امشب خودش رو وارد گود کرده بود و من خارج از گود تماشاش میکردم  و خیلی برام یجور عجیبیه که یعنی انقد دخترامون اعتماد به نفسشون پایینه که حس رضایت و شادی و موفقیتشون رو تو این مورد دیدن فقط !!!

نمیخوام بگم شوهر داشتن بده ولی داشتنش به هر قیمتی و هر شکلی واقعا چیز خوبی نیست .. 

سوم اینکه معنی بعضی از توقعات رو نمیفهمم . خب انسان محترم شما خودت با دیگران درست رفتار کن و صحبت کن تا بقیه هم توجه و ارزشی رو که دوست داری ازشون بگیری رو نسبت بهت داشته باشن . آخه آدم با یه SMS کسی رو واسه اون مراسم دعوت میکنه !!!! 

چهارم اینکه به غلط کردم افتادم .. عجب کار بیهوده ای کردم رفتم مثل بچه آدم گزارش کارآموزی نوشتم .. اونم با کلی آب و تاب  بعد حالا استادم گفته دوشنبه ریز به ریزش رو ازت میپرسم .. آخه گزارش کارآموزی رو کجای دنیا میپرسن ؟؟؟

پنجم اینکه یاد پروژه کارشناسیم که میفتم سردرد و دندون درد میگیرم .. باز تابستون و بدو بدو و لحیم کردن و مقاومت و دیود و خازن گذاشتن و جواب نگرفتن ها .. 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۱۹
لادن

نظرات  (۲)

۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۴:۳۴ ریحانه. الف :)
ب نظر من ک زندگی مجردی با هیچ چیز دیگه ای قابل مقایسه نیست ..
پاسخ:
هر کدوم شرایط و هیجانات خوبی رو داره قطعا و خب میشه بدون ازدواج هم از زندگیت لذت ببری و لحظه های زندگیت رو به امید رسیدن به اتفاقی که معلوم نیست چی از آب در بیاد زهر کنی برای خودت .

وااا حالا چه عجله ایه.. اندکی صبر D:

یاد یه جمله ای مام بزرگم افتادم.. هعی :(

منظورتو نمیفهمم ازین " اول از همه اینکه شیوه جدید عروسی و مخارجش رو هم دیدم .. اینکه کل هزینه عروسی ، این کل که میگم به معنی واقعی کلمه است واقعا ، رو عروس هزینه کرده بود .. یعنی انقدر لفظ شوهر مهم و واجب هست که دختری برای داشتنش دست به خیلی کارها میزنه و غرور و عزت و شان خودش رو بیخیال میشه تا صرفا مردی رو کنارش داشته باشه !!!!! واقعا نمیفهمم ..... "


پاسخ:
والا با این عجله هاشون !!!
قضیه اش یه کم طولانیه ولی خب به این شکل بود که عملا از خیلی نظرها جایگاه عروس و داماد عوض شده بود . و تنها دلیل دختره این بود که با شوهر هست که میتونه زندگی بهتری داشته باشه و خودش رو ثابت کنه در حالی که تو دوران مجردیش واقعا دختر موفقی بوده و برای قضیه ازدواجش کلی بگیر و ببند داشته با خانواده ها و عملا شخصیت و عزت خودش رو به صفر رسوند :| 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">