یادداشت های یه دخترِ اسفندی

کائناتم آرزوست :)

پنجشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۴ ب.ظ

خب یه واقعیتی که هست و خیلی وقته دارم بابتش اذیت میشم ، اینه که تا حالا نشده مسئلهٔ فکری ای برام پیش بیاد و من بتونم با فکر کردن بهش به یه نتیجه درست و درمون برسم و خیلی قاطع و مطمئن پیش برم . بیشتر وقتا با فکر کردن راجع بهش بسی خسته شده ذهنم و همینجور ذهنم درگیر بوده و فکر پشت فکر اومده و نهایت هم نفهمیدم چه راهی درست تر و بهتره و نتیجه ای که من میخوام رو بهم میده !! و خب اکثر وقتا بی اینکه به نتیجه ای رسیده باشم اون موضوعه رو رهاش کردم و نذاشتم ذهنم خسته بشه و بعدش نا امیدی بهم غلبه کنه و وضع رو بدتر از اونی که هست ؛ کنه .. آخر این ماجراها هم همیشه کائنات یه کاری کردن و من رو ناخودآگاه تو مسیری قرار دادن که اون دغدغه هه جور خوبی حل شده و اغلب به جای درستی رسیدم . 

امروز و دیروز و این چند وقت گذشته هم به همین شکل داره میگذره و به شکل بدی ذهنم به مسئله ای خاص و مهم فکر میکنه و جالب هم اینجاست که واسه اولین بار تو تاریخِ زندگیم ؛ عقل و دلم هم مسیر هستن :دی و این پدیده ای تاریخی و غیرممکن به حساب میاد .. و از اونجایی که تنبلی ذهنی در من نهادینه شده ؛ باز هم سر رشته کار رو بدست کائنات عزیز میسپارم تا من رو مثل گذشته های نه چندان دور ، از لطف همیشگیشون بهره مند کنن و آخر این قصه و ماجرای ذهنی هم ختم بخیر بشه ؛)

و همین الان یادم اومد که اگه کائنات با من مهربون نبودن و یاریم نمیکردن ، آیا خودم میتونستم به شخصه گِلی به سر بگیرم یا نه !!!!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۱۳
لادن

نظرات  (۲)

پس امیدوارم این بارم لطف کاینات شامل حالت باشد :))
پاسخ:
آره امیدوارم ؛)
۱۴ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۷ مادموازل ساراh
تو یک عدد خوشبخت محبوب کائناتی! =))
پاسخ:
بلی :)
قطعا خوش شانس بودم تو این زمینه :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">