یادداشت های یه دخترِ اسفندی

ماه من

شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۵۰ ب.ظ

با اینکه اسفند رو همیشه دوستش داشتم و احساس تعلق داشتم بهش اما خب با اومدن اسفند همیشه یه حسی هم داشتم که دلم میخواسته ساعت برنارد رو میداشتم و زمان رو تو همون روزهای اول اسفند نگه میداشتم و نمیذاشتم که جلو بره .. دلیلش هم اینه که از این به بعد واسه گرما ؛ به خونه نشینی تا ساعتای 6 و7 عصر مجبور میشم :/

و دیگه اینکه من از طبقه دوم اون کابینت خاص که جای نسکافه و قهوه و دم نوش های عزیزم بود تا شیش ماه دوم سال ؛ دور میشم و به جاش به اون کابینت بزرگهٔ گوشه آشپزخونه پناه میارم که توش یه عطاری جا خوش کرده و تخم های خنکی رو تو خودش جا داده که ماده اولیه شربت های تابستونی من رو تشکیل میدن و تا شیش ماه کافئین خونم پایین میاد :دی

ماه من از راه رسید و اینا اولین تغییرات بعد از اومدنش تو سبک زندگی منه .. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۰۱
لادن

نظرات  (۴)

به به مقدمش گلباران :دی
^-^
پاسخ:
مقدمش ستاره بارون اصلا :دی
آخ اون ساعت برناردو گفتین، یادش بخیر :دی
ماهتون مبارک
پاسخ:
ممنون :)
به به  تبریکات ِ وافر :)
پاسخ:
ممنونم :))
خوبی عجیجمممم؟ :دی 
گفتم کمرنگ شدی نیستی ، بیام حالتو بپرسم ^-^
پاسخ:
ممنونم توکای عزیز :***

مشغله کاری اجازه نمیده :/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">