یادداشت های یه دخترِ اسفندی

دنیای زنانگی

دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۱۰ ب.ظ

تو عالمِ زنانگی و  female بودن ، یه وقتا و روزایی میشه که تموم احساساتی که خاص و ویژه جنس توست برای روزهایی که قلبی توی نگاهت دیده بشه ، لبریز میشه. کلافه ات میکنه و قلبت رو مثل یه خرچنگ توی چنگالش میگیره و دنبال خودش ، اینور اونور میکشونتت..

روزهایی که با ادامه داشتن  خواب دیشب شروع میشه و کل روز ذهنت توی همون ثانیه ها و لحظه های به ظاهر دوست داشتنی جا میمونه ! توی روزهایی که دوست داری با احساس باشی و شاید عاشق ، روزهایی که درد های جسمی زنانه ات نقطه شروعی برای همه دلگیری هات هستن ، درست تو همین لحظه هاست که دلت میخواد جایی باشی که اگر کسی نیست که همراهت باشه ، لااقل آدم هایی هم نباشن که با حرفاشون ت.خ.م تنفر رو توی دلت بکارن...

دنیای زنونه نازکه. مثل پوست تخم مرغ. زود میشکنه ، خورد میشه و اگه اون پوسته نازک خیلی  زود بشکنه دیگه نمیشه مدت زیادی اون تخم مرغ رو  نگه داشت !! گندیده میشه.. دنیای پر از احساس زنونه که بااااااید دیده بشه فهمیده بشه ، اگه دیده نشه ، اگه کسی نفهمتش  مثل یه طناب دار راه گلوت رو میبنده و نمیذاره اون احساس هوایی بخوره تا تو رشد کنی !

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۵/۲۶
لادن

نظرات  (۲)

۲۶ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۱ مجتبی همایون
سلاملیک

ظاهرا یه نفر باعث شده متنفر شین از نادیدگی ها!
خب همینو کامل میگفتین:)
قلمتون بد نیست. فعلا همین پست رو خوندم
تازه اومدم. 
سر بزنید
فعلا
پاسخ:
بیشتر از یه نفر هستن.. چیزی به اندازه یه خاندان :(
دلگیری من از نادیدگی ها به جنس خاصی برنمیگرده !
مرسی :)

۲۷ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۵۰ مجتبی همایون
عجب..

ولی من اینطور برداشت کردم!

بجنگ تا پیروزی..
پاسخ:
برداشته دیگه یهو میبینی اشتباه میشه ؛)
اون آدم ها دیگه تغییر نمیکنن جز اینکه من بیخیال باشم نسبت به همه چیزشون :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">